محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

483

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

دارد و با او مىتوان از هر چيز ديگرى بىنياز شد و از او هرگز نمىتوان بىنياز گشت . پيش از اين نيز در اين‌باره سخن گفته شد . « 1 » ( فحاسب نفسك لنفسك فإنّ غيرها من الأنفس لها حسيب غيرك ) ما كه خود از اشتباه و گناه ايمن نيستيم ، چگونه و براى چه به اشتباهات مردم مىپردازيم و درباره آنها سخن مىگوييم ؟ ! آيا ما خود را وكيل و سرپرست ديگران مىانگاريم ؟ خداوند به پيامبر خويش صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : « و ما تو را بر ايشان نگهبان نكرده‌ايم و تو وكيل آنان نيستى . » « 2 » بنابراين بايد به خويشتن پرداخت و مراقب رفتار و كردار خود بود تا به هنگام حضور در بارگاه خداوند از گناهان و آلودگىها پاك بود . آدمى بايد فرمانده و راهبر خويشتن باشد ؛ نه آن كه خود به اسارت و بردگى نفس خود درآيد و از آن غافل شود كه در اين صورت آدمى را به پرتگاه نابودى خواهد كشانيد . پيش از اين نيز در اين‌باره سخن گفته شد . « 3 »

--> ( 1 ) . نك : شرح خطبه : 91 . ( 2 ) . وَ ما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ انعام / 6 : 107 . ( 3 ) . نك : شرح خطبه : 140 .